معماری و معماري منظر

Amir Ahmadinasab

 
نور و سلسله مراتب در معماری
نویسنده : امیر احمدی نسب - ساعت ٥:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/۱۳
 

«ماده ، نور خاموش شده است...

وقتی که نوردست از نوربودنش بردارد ماده می شود.

در سکوت، تمایل بودن نهفته  است

بودن برای بیان چیزی

در نور نیز تمایل بودن نهفته است

«بودن برای خلق کردن چیزی »

                                لوئی کان



نور، بدون شک اولین عامل درک بلاواسطه هستی است.تقابل روشنایی و تاریکی از آغاز پیدایش انسان، بنیان شکل گیری شناخت بشر نسبت به محیط و پیدایش انواع عقاید و تصورات فلسفی بوده است.نور نه تنها نقش مهمی در ارزش گذاری عناصر معماری دارد، بلکه یکی از عوامل مهم و تعیین کننده فضا نیز محسوب می شود.

نور و معماری موضوعاتی جدایی ناپذیرند.معماران ایرانی از گذشته دور به اهمیت نور در معماری پی برده و روشهای هوشمندانه ای را برای استفاده از نور در ساختمان ابداع کرده اند.در معماری ایرانی از نور به صورت یکنواخت استفاده نشده و به کارگیری این عناصر طبیعی بسیار متنوع و متغیر بوده است.

نور در معماری ایرانی فقط نقش عملکردی نداشته ، بلکه نمادین، هنری و متعالی بوده است.یکی از عناصر در طراحی معماری، وجود سلسله مراتب در بنا می شود که معمولاً‌ فضاهای یک بنای معماری دارای ارزش یکسان نبوده و دارای تنوع می باشند.

نور یکی از عوامل در جهت درجهت کمک و تقویت نشان دادن سلسه مراتب در بناهای معماری می باشد. در این تحقیق سعی شده است تا به بررسی رابطه بین نور و سلسله مراتب در معماری پرداخته شود و در پی یافتن رابطه بین نقش نور و سلسله مراتب درفضاهای معماری در صورت وجود می باشد.

 

١-    تاریخچه نور طبیعی در معماری

قطعاً نور یکی از عناصر تعیین کننده آهنگ حیات در زندگی بشر است.یک نظر اجمالی از داخل یک بنا به دنیای اطراف، ما را با نشانه های بی شماری که برای سلامتی فیزیکی و روحی ما اهمیت دارند، آشنا می کند.

هرچند که نیازهای بشر به این عناصر به طور قابل توجهی متفاوت است.نور، اولین شرط برای هر نوع ادراک بینایی است.در تاریکی مطلق، ما نه فضا را می توانیم ببینیم و نه فرم و رنگ را.اما نور تنها یک ضرورت فیزیکی نیست.بلکه ارزش روان شناختی آن یکی از مهمترین عوامل زندگی انسانی در همه زمینه هاست.

موریس لاپیدوس (Morris lapidus) می گوید:

«انسانها مانند پشه هستند.هرکجا نوری باشد به سمت آن هجوم می برند، ‌بدون اینکه بدانند چرا .

چه بخواهیم و چه نخواهیم به سمت روشنایی می رویم.نور، ما را به خود جذب می کند.»

نور همیشه علاوه بر استفاده کاربردی دارای ارزش نمادین نیز بوده است.نور جزیی از ذات زندگی بوده و در بسیاری از فرهنگ ها، نور یا خورشید به عنوان منبع نور، عنصری خدایی محسوب می شده و آن را ارج می نهاده اند.

بررسی تاریخ نشان می دهد که استفاده از نور و مفهوم آن در معماری چگونه در طول قرنها دستخوش تغییر و تحولی شده است.

در مصر باستان نیز نور دارای اهمیتی ویژه بوده است.بنا به موقعیت سرزمین مصر، شدت نور و نتیجه تضاد میان سایه و روشن بسیار زیاد می باشد. فرم های صریح و هندسی که در معماری مصر از آن استفاده می شده است با گوشه های تیز و دقیق در زیر نور شدید اثری خاص داشته اند.

گفته لوکوربوزیه در مورد نور و سایه در اینجا اعتبار بیشتری می یابد که : "معماری بازی هنرمندانه دقیق و خیره کننده مجموعه ای از اجسام ساخته شده در زیر نور است."


چشم های ما برای این آفریده شده اند که فرم ها را در زیر نور ببینیم:این سایه و روشن ها هستند که فرم ها را در مقابل ما برهنه می سازند.

مکعب، مخروط، کره، استوانه و هرم اولین فرمهایی هستند که نور آنها را به ما عرضه می کند.تصاویر آنها ناب، ملموس و صریح هستند.»

برای مصریان وجود ذات خداوندی برای بشر غیرقابل دسترس و نامرئی بوده است، پس به ناچار بایستی درتاریکی باشند.راه رسیدن به این خداوند که بایستی از روشنایی به تاریکی ختم شود با کمک چنین پدیده های نوری کمی واضح تر می شده است.

استفاده این چنین نور به ترتیبی که گفته شد به عمد بوده است و درخدمت تقویت و مادیت بخشیدن به ایده اصلی به کار می رفت.

معابد یونانی بیشتر مجسمه وار بودند و اثر آنها بایسیتی بیشتر بر فضای پیرامون معبد باشد. تنها وظیفه داخلی معبد، نگاهداری مجسمه های مذهبی بوده است.به این ترتیب جای تعجبی باقی نمی ماند که بیشتر این فضاهای داخلی تنها یک روزنه یعنی تنها یک در به خارج داشتند.

در بسیاری از معابد یونانی نیز با روشی شبیه به معبد خون با استفاده از یک آبنما که در فاصله بین مجسمه و در ورودی ساخته می شد، نورپردازی مجسمه را اصلاح می کردند.نوری که به داخل می تابید با برخورد به سطح آب منعکس می شد و مجسمه را روشن می ساخت.

در فضاهایی که احتیاج به نور بیشتری داشتند، یونانیان از نور سقف استفاده می کردند.بخشی از سقف را با ارتفاع بیشتری ساخته و از فضایی که به این ترتیب بوجود می آمد برای تاباندن نور به داخل استفاده می کردند.

در معماری آغاز مسیحیت و نیز درمعماری بندایس همواره تلاش می شده است که هر چه بیشتر به فضای داخلی جنبه روحانی داده شود و فضایی رویایی بیافرینند و روشن است که نورپردازی در این راه نقشی داشته است.

برای نمونه در کلیسای ایاصوفیه در استانبول ترکیه، بخش پائینی گنبد اصلی ـ که در واقع سقف اصلی کلیسا است و قطری بیش از 300 متر دارد، به تمامی از پنجره های نزدیک به هم تشکیل شده است و به بیننده  این احساس را می دهد که گنبد با تمام عظمتش در هوا به صورت معلق ایستاده است.

نوری که از این پنجره ها ی نزدیک به هم تشکیل شده است و به بیننده این احساس را می دهد که گنبد با تمام عظمتش درهوا به صورت معلق ایستاده است.نوری که از این پنجره ها و نیز از پنجره های بخش بالای ساختمان به داخل می تابد و به فضای داخل حال و هوایی کاملاً بیگانه با دنیای مادی می دهد.

کلیساهای جامع دوران رومانسک، آخرین بناهای اروپایی بودند که نه برای بشر، بلکه برای خدایی بنا شدند که معجزات قابل مشاهده داشت. در کلیساها ورود نور به  داخل طوری تنظیم شده بود که فضایی تاریک و مرموز ایجاد کند، به گونه ای حضور شخص در فضا همراه با ترس آمیخته به احترام باشد.

ایده اصلی سبک گوتیک که «ساختن بخشی از آسمان در روی زمین» بود فضائی غیرمادی طلب می کرد.دو عامل می توانستند در حل این مشکل کمک کنند :

عامل اول انتقال سازه باربر ساختمان به بیرون بود و نورپردازی مناسب را می توان عامل دوم دانست.نور ی که از بخش بالای دیوارهای ناومیانی به داخل می تابد، چنان شدید است که در این بخش هیچ قسمت تاریکی باقی نمی ماند.

در کلیسای جامع چارتزر چگونگی استفاده از پوسته های شفاف با شیشه های رنگی برای دستیابی به شفافیت هرچه بیشتر به راحتی قابل مشاهده است.

درکلیساهای ساخته پالادیو نیز نورپردازی یکی از عوامل اصلی در شکل پردازی فضای داخلی است.پنجره ها به گونه ای در نظرگرفته شده اند که در جمع نوری که از پنجره ها به داخل می تابد  بر روی سطح وسیع و سفید رنگ دیوارها منعکس شده و فضای داخل را با نوری تأثیرگذار و شخصیتی ویژه، روشن می سازد.

در دوران رنسانس از سالهای 1420 تا 1660، تغییر نقش نور از یک عنصر مذهبی به یک عنصر شخصیتی و زیبایی شناسانه برای ایجاد سطوح زیبا، باعث کاهش چشمگیر اهمیت آن شد.در واقع اهمیت نور، به ساده ترین استفاده عملکردی از آن یعنی به کارگیری آن برای روشن ساختن یک فضا تقلیل یافته بود. با پیشرفته تر شدن فرمهای ساختاری، درخشندگی شفافیت با هم مترادف شدند.

پالادیو از نور تنها برای ایجاد حال و هوایی خاص استفاده نکرده است، بلکه نورپردازی را وسیله ای برای تأکید بر طرح کلی فضایی آن قرارداده است.

کلیسای ردنتوره در ونیز برای سه منظور ساخته شده است: این کلیسا هم کلیسایی دیر بوده است و هم کلیسای زیارتی نجبا و هم کلیسای معمولی شهر. این سه گانگی که در فرم کلیسا نیز به هم چشم می خورد با نورپردازی استادانه پالادیو به تکامل رسیده است.

در بین سالهای  1560 تا 1760، دردوران باروک، یک بار دیگر ارتباط مابین انسانها  و نور بیشتر شد. ترتیب دادن متناوب بخش روشن بخشهایی که در سایه هستند باعث می شود که تصور عمق تقویت گردد.

سازه ساختمان با نورپردازی مناسب به صورتی «غیر خوانا» در می آید و تمامی ساختمان حالتی خیال انگیز به خود می گیرد. در این دوره بخصوص در بناهای آخر دوران باروک استفاده و از نور غیرمستقیم نیز رایج بود.

اغلب در این ساختمانها بیننده  تقریباً نمی توانست پنچره را ببیند و روشنایی فضای داخلی از انعکاس نور روی دیوارها تأمین می شد.

استفاده از پدیده های ترفندهای گوناگون نوری برای تقویت قدرت خیال پردازی از دوران باروک تا امروز معمول بوده است.در معماری مذهبی با استفاده از فرم های خاص و نورپردازی متناسب با آن پدیده هایی بینایی بوجود می آید که از نظر ادراکی دقیقاً قابل تعرف نیستند و جای تعبیر و تفسیر دارند و گذشته از آن حال و هوایی عرفانی به انسان می دهند.


معمارانقلابی فرانسه اتین لوئی بوله یکی از استادان مسلم نورپردازی در معماری به حساب می آید.او در پروژه اش برای یادبود نیوتن که با ترکیبی از فرم های اولیه طراحی شده ، بوسیله نور حال وهوایی مذهبی بوجود آورده است.

در بخش بالای کره سوراخها به ترتیبی در نظر گرفته شده اند که تمامی نوری که از سوراخها به داخل می تابد به وسیله کره، یعنی جایی که مجسمه یا لوحه یادبود نیوتن قرار گیرد، بتابد.

در معماری غیرمذهبی این دوره، نور با خرد، آزادی و قدرت در ارتباط است.به عنوان مثال می توان از سالن شیشه ی  تالار آینه ها در کاخ و رسای نام برد.در این بنا ، نور همچون نور در کلیسا برای ایجاد احساس اعجاز به کار گرفته شده است.همراه با ظهور و توسعه صنعت در قرن نوزدهم ، سرانجام ویژگی اعجاز از نور گرفته شد و در ساختمانهای معمولی مانند گلخانه ها و کارخانه ها نیز به کار رفت.

این گرایش  نوظهور به نور، بار دیگر در بنای قصر کریستال که برای نمایشگاه بزرگ لندن در سال 1851 ساخته شده بود، عرضه شد. با این حال، هنوز استفاده از نماهای شیشه ای و روشن سازی فضاهای داخلی بطور گسترده ای به ساختمانهای عمومی محدود می شد.

اولین بار«نویا زاخلی شکایت(New sachichkeit)  استفاده از نور را در حوزه خانه سازی باب کرد. در نهایت، این مسیر به ایده ساخت و ایجاد ساختمانهای کاملاً شیشه ای منتهی شد.چگونگی تابش نور خورشید ، نور مصنوعی ، جریان هوا و وسعت فضا از برنامه های مهم برای ساخت ساختمانهای مدرن شدند.

تفکیک بار ساختمان از دیواره های ، باعث جابجایی آزادانه بازشوها در پوسته خارجی نما و انعطاف بیشتردر ایجاد ترکیبات نورپردازی شد، بگونه ای که پنجره های وسیع نواری تأمین نور و روشنایی فضاهای داخلی را به طور قطع تضمین می کرد.

همه این پیشرفتها و تحولات را می توان در ویلاساوای لوکوربوزیه درپواسی دید.

از طرف دیگر، تنها لویی کان ایده جدایی پوسته و اسکلت ساختمان را رد کرد.براساس این اعتقاد، کارهای او با بسیاری از جنبشهای مدرن معماری ، که در پی شفافیت و روشنی هستند، متفاوت است.

سقف طویل موزه هنری کیمبل، نشان می دهد که کان چگونه از ساختاری مقعر به عنوان منعکس کننده نور استفاده کرده است.همچنین درکار او زمزمه ای از تصوف و عرفان به وسیله جان دادن به انرژی نور طبیعی دیده می شود.

دره همه مراحل مدرنیسم، می توان تلاشهایی را که برای به کار گیری هرچه بیشتر نور طبیعی انجام شده است، مشاهده کرد.با وجود روشهای پیشرفته و قابلیت انعطاف در طرحهای باز شو در پوسته

نورپردازی با نور روز از نظر کیفی از اهمیت ویژه ای برخوردار خواهد بود.اولا مستلزم داشتن آگاهی لازم در این زمینه  بوده و ثانیاً بستگی به خلاقیت  طراح پیدا می کند. یقینا نور و روشنایی برای دیدن، انجام وظایف و کارهای بخصوص مثل خواندن، نوشتن و ... ضروری می باشد.





٢-   ویژگیهای نور و سایه

نور طبیعی روز دارای خواصی است که با استفاده از آن فضا معنا پیدا می کند.فرم، رنگ، تار و پود و زمینه مصالح مخصوصاً وقتی که بر آن تأکید شده باشد. به هر حال فاکتورهای مهم نور ارتباط مستقیم با کار  معمار دارد.برخی از ویژگیهای مهم نور در ادامه آمده است.

روشنایی

روشنایی از اولین ویژگیهای نور می باشد. روشنایی به وسیله بازتاب نور از شی ء به چشم انسان شکل می گیرد و بستگی به مقدار نور تابیده شده و بر سطح و قابلیت انعکاس آن دارد. تظاهر سطوح روشن که در جنب سطوح تاریک قرار دارند، به قدرت تطابق چشم و شدت روشنایی بستگی دارد.

هرچه تطابق بیشتر، سطح تاریک تیره تر و هر قدر تطابق کمتر، سطح تاریک، روشن تر دیده می شود.

از دیرباز روشنی های متضاد برای دید خوب نامناسب تشخیص داده شده است، درعین حال اختلاف روشنایی محیط معنا و زیبایی برای فضا بوجود می آورد. اما اختلاف روشنی بیش از اندازه در میدان دید شخص باعث کاهش قدرت دیده می شود.

در طراحی سیستم روشنایی باید اولا از ایجاد خیرگی ناشی از انعکاس بر سطح کار و ثانیاً از بوجود آوردن روشنی زیاده از حد یا روشنایی متضاد که در میدان دید قراردارند اجتناب شود. برای فعالیتهای مختلف موجود در فضا، روشنایی متفاوتی مورد نیاز است.برای مثال در کلاس درس لازم است که روشنایی به حدی باشد که امکان خواندن و نوشتن به گونه ای مناسب فراهم شود.

ادراک بصری:

چشم انسان می تواند فقط بخش بسیار محدودی از امواج الکترو مغناطیسی موجود در فضا را شناسایی کند و این در حالتی است که 83 درصد اطلاعات محیطی موردنیاز خود را از طریق بینایی کسب می کنیم.

حس بینایی قوی ترین حس انسان است و دامنه فعالیت آن به طور روزافزون و به ضرر دیگر حواس افزایش می یابد.آنچه ما شفاف، کدر، روشن، تیره می بینیم تنها برداشت ذهن ماست.

آنچه ما به صورت فرم می بینیم تنها تفاوتهای شدت و طول موج امواج نورانی است.واکنش چشم به افزایش یا کاهش شدت نور یکنواخت نیست و حالت لگاریتمی دارد.با افزایش نور، میزان حساسیت چشم کاهش می یابد و تغییرات روشنایی تاثیر کمتری بر حس ما از میزان نور محیط می گذارند.

ادراک بصری ثبت آنچه می بینیم، نیست بلکه سازماندهی، تکمیل و تحویل پیامهای بصری با استفاده از تجارب قبلی است.

فاکتور انعکاس به رابطه مقدارنور اصابت کرده و به سطح جسم و مقدار نور منعکس شده مربوط است. انعکاس آئینه ای یعنی که زاویه انعکاس برابر با زاویه برخورد نور (نسبت به سطح صیقلی) باشد و «انعکاس پخش» هنگامی است که نور در جهات مختلف منعکس شود.

انعکاس مخلوط هنگامی است که نور به جهات مختلف منعکس شود، ولی یک جهت اصلی که بیشتر نورها به آن مسیر هدایت شوند، وجود دارد.مصالحی نظیر آلومینیم «سند بلاست» شده یا پانلهای تیتانیوم دارای این خاصیت اند.

عبور (شفافیت)

فاکتور عبور نور (شفافیت) به رابطه بین نور اصابت کرده به سطح جسم و مقدار نور عبور کرده از جسم مربوط می شود. هر نور پس از برخورد با یک جسم شفاف در ضمن عبور تا حدی تغییر جهت می دهد.

سه نوع قابلیت عبور در اجسام شناسایی شده است. عبور مستقیم و منظم نظیر گذر نور از شیشه شفاف، عبور به صورت پخش شده مانند نور عبور کرده از شیشه سند بلاست شده یا هر سطح نیمه شفاف دیگر(Translucent)، عبور به صورت مخلوط مثل نوری که از شیشه های مشجر عبور می کند و بخشی به صورت مستقیم و بخشی به صورت پخش انتقال می یابد.

شکست

شکست نور یعنی تجزیه طیف نور به نورهای رنگی پایه. نور هنگام عبور از شیشه ای به شکل منشور شکسته می شود و نورهای رنگی تشکیل دهنده آن منعکس می شوند.

جذب

نور پس از برخورد با اجسام تا حدی جذب می شود و بخشی از آن، که رنگ و جنسیت جسم را تعریف می کند، منعکس می شوند.فاکتور جذب نور ازرابطه بین نور اصابت کرده و به جسم ونور جذب شده تعیین می شود.بنابراین مواد به طور ذاتی رنگ ندارند و رنگ آنها بسته به طیف نور تغییر می کند. در زیر یک نور زرد خالص همه چیز به صورت رنگ زرد و سیاه دیده می شود.تنها با نور سفید که مخلوطی کامل ازنورهای رنگی است، همه رنگها دیده می شوند.

 شدت

نور روز معمولا ایجاد شدت و ضعف روشنایی بر سطوح و  اجسام می نماید که از نظر دید انسان طبیعی است. روشنایی یک فضا وقتی که شدت روشنایی در آن ثابت باشد، به طور یکنواخت خواهد بود. زمانی اشیاء و اجسام مناسب و طبیعی به نظر می رسند که دارای روشنایی یکنواخت و مداوم باشند.

اگرچه شدت روشنایی سطوح داخلی فضا به دلیل دوری یا نزدیکی به پنجره با یکدیگر متفاوت است ولی یکنواخت به نظر می رسند.روشنی غیریکنواخت بر روی یک سطح صاف آن را ناهموار نشان می دهد.

رنگ

هر منبع نوری دارای طیف رنگی خود و یا طول موج هایی می باشد و رنگ طیف نور طبیعی در طی مدت روز تغییر می نماید.بشر انواع نورها را می شناسد، از رنگ صورتی مایل به نارنجی طلوع و غروب ، تا رنگ زرد نور خورشید، سفید یا آبی آسمانی که در واقع آنها را تماما رنگی طبیعی قبول نموده ایم.

برای مشاهده رنگهای طبیعی اجسام لازم است منبع نور از طیفهای مختلف تشکیل گردیده و به شدت روشنایی نیز بستگی دارد. در نور کم، رنگ اجسام و یا سطوح وقتی طبیعی به نظر خواهند رسیدکه رنگ منبع نور حدوداً صورتی، نارنجی یا زرد باشند. در روشنایی با شدت بیشتر رنگ اجسام وقتی طبیعی به نظر می رسند که نور سرد مانند نور آسمان  در نیم روز استفاده شود.

سایه

سایه به دو نوع «به جا» و «افتاده» تقسیم می شود.سایه نوع اول بر روی خود جسم قراردارد.

تمامی بخش هایی از جسم که مورد تابش مستقیم نور قرار نمی گیرند، در سایه بجا هستند. سایه ی افتاده، از جسم به روی محیط اطراف می افتد.با کمک سایه افتاده می توان اطلاعی در مورد محل منبع نور و نیز در مورد موقعیت محلی اجسام مختلف نسبت به یکدیگر کسب کرد. رابطه ادراک شده، در عین عینیت، نسبی نیز هست و بیان دقیقی از وضعیت واقعی نیست.

ارتباط بین یک جسم و سایه افتاده آن تابع چهار عامل است: محل منبع نور، اندازه سایه افتاده، اندازه جسم و موقعیت زمینه ای که سایه بر روی آن افتاده است.وجود سایه ها همیشه باعث بهتر شدن اثر یک فضا نیست.

در شرایط خاص سایه تنها، به صورت تاریکی دیده می شود و در این حالت اثر فضائی لازم را ندارد. در این مورد چندین عامل مؤثرند: یکی اینکه بایستی تضاد بین سطوح روشن و تاریک زیاد باشد و دوم اینکه بایستی مرز بین سایه و روشن کاملاً مشخص باشد و جسم چندان اثر فضایی ندارد ، اما سایه یک لبه فرم دارد و بر جسم تاثیربیشتری می گذارد.

در مورد بازی نور و سایه و جدائی ناپذیری آنها جمله فرانک لویدرایت وصفی است، کاملا «گویا دوست با وفا و همیشگی انسان، درخت، از نور زنده است و درخت ساخته دست انسان یعنی ساختمان از سایه».

همیشه تقابلی میان فضای درونی و بیرونی وجود دارد. بخشی از این تقابل می تواند در ارتباط با نور باشد و این در حالتی است که فضای داخلی با نور مصنوعی روشن شده باشد. نور طبیعی، فضای بیرونی به گونه ای مداوم در تغییر است، اما نور ساختگی درون ثابت است.

این نور نه از نظر شدت و نه  از نظر محل منبع نور تابع هیچ نور تغییر وابسته به زمان نیست.به علت دوری زیاد خورشید از زمین، اشعه نور خورشید به صورت موازی به زمین می تابد، اما اشعه نور ساختگی از یک نقطه که منبع نور است، در تمام جهات منتشر می شود و اشعه های آن با هم موازی نیستند.

این اختلاف باعث می گردد که سایه های افتاده در داخل و خارج و به دنبال آن رابطه سایه روشن با یکدیگر اختلافی اصولی پیدا کند.

برای دریافت بخشهای 3 تا 6 توسط ایمیل مکاتبه کنید



منابع و مآخذ

1 اونز، بنجامین اچ(1379)، نوروز در معماری، پوردیهیمی، شهرام، عدل طباطبایی،حوری، چاپ اول،نشر نخستین، تهران،54-21P-124-75 P

2- گروتر، یورگ، (1375)، زیبا شناختی در معماری، پاکزاد، هانشاه، همایون، عبدالرضا، چاپ اول، انتشارات دانشگاه شهید بهشتی، تهران، 389 382، 487-449

3 کلارک، راجراچ، پاوز، مایکل (1379)، ماهیت معماری، احمدی نژاد، محمد، چاپ اول، نشر خاک، تهران 198-197-7-252

4 مجموعه مقالات دومین همایش بین المللی معمای مسجد، چاپ اول، انتشارات دانشگاه هنر، تهران، 450 439 ،ستاری ساربانقلی، حسن (1380)«تجلی عرفان، نوروزنگ در معماری مساجد»

5 رضوی، نیلوفر (1380)، «,معماری مسجد، موسیقی نور»، مجموعه مقالات دومین همایش           بین المللی مساجد، چاپ  اول، انتشارات دانشگاه هنر، تهران، 333 321.P

6- محمدزاده،محمده(               )، نور طبیعی» ، مجله معمار شماره،

7 درور، آرماند، مهرابی، حسن (      )، نور و زبان احساس، مجله معمار شماره،

8 بونکور، پابلو (‌    ) «اهمیت تاریخی نور طبیعی در معماری»، رضامند، الهام، مجله معمار شماره.

9 قدوسی پور، فرشاد، وحید، امیر حسین (  )،«نورپردازی معماری کار کیست؟«مجله معمار شماره،

10 جورابچی، کیوان (1380)، «استفاده از روشنایی روز در معماری»، مجله معماری و فرهنگ شماره 9، دفتر پژوهشهای فرهنگی، تهران، 93 86.P



 
comment نظرات ()